
تبعات کنار گذاشتن مردم از نظام شهرسازی در ایران
روز جهانی برنامهریزی شهری، یک مناسبت بینالمللی است که به منظور بزرگداشت برنامهریزان شهری و شهرسازان و نقش آنان در توسعه اجتماعات بشری هر ساله در تاریخ ۸ نوامبر در سراسر جهان برگزار میشود.
در ایران هم این مناسبت همه ساله در میان حرفهمندان و دانشگاهیان حوزه شهرسازی و برنامهریزی شهری گرامی داشته میشود. این روز فرصت مناسبی است تا در خصوص مسائل و اولویتهای شهرسازی چه در سطح جهانی و چه در سطح ملی و محلی میان متخصصان و دغدغهمندان گفتوگو شکل بگیرد. به همین مناسبت به سهم خود سعی میکنم تصویری بسیار کلی از وضع موجود شهرسازی کشور و راهبردهایی برای ادامه راه ارایه دهم. شهرهای ایران در حال حاضر با چالشها و بعضا بحرانهای متعددی دست به گریبان هستند.
کیفیت زیستپذیری شهرها متناسب با رشد ابعاد جمعیتی و فیزیکی آنها در طول سالیان گذشته ارتقا نیافته و جهشی که در جمعیتپذیری شهرها در دهههای گذشته رخ داده با توسعه زیرساختها و تامین سرانههای ضروری همراه نبوده است. گفتمان غالب در مدیریت شهری از ابتدای دهه ۷۰ به این سو در عمل درآمدزایی از شهر بوده است و به همین دلیل در بسیاری از موارد میان توسعه شهری و منافع عمومی و بلندمدت شهر و شهروندان تضاد به وجود آمده است. نگاه تکبعدی اقتصادی به شهر آن هم از زاویه درآمدزایی منجر به پدیده شهرفروشی شد.
فروش تراکم و تغییر کاربری بیضابطه یا مستند به ضوابط قانونی اما غیرعلمی موجب شد حقوق عمومی شهر در عرصههای زیرساختی مانند حملونقل عمومی، هوشمندسازی شهر، توسعه فضاهای عمومی و سبز، عرصههای فرهنگی، محیطزیست پایدار، اقتصاد دانشبنیان و مولد و غیره تضییع شود. ضایع شدن حقوق عمومی شهر نارضایتی گستردهای را امروزه در بین اکثریت مردم ایجاد کرده و به ویژه در کلانشهرها شهروندان از ترافیک سنگین، آلودگی هوا، گرانی زمین و مسکن…
نبود حملونقل عمومی کافی، فضای هرج و مرج و استرسزای شهری و شکاف بین شمال شهر و جنوب شهر شکایت دارند. در مورد علل شکلگیری وضعیت فعلی میتوان بسیار سخن گفت اما اگر بخواهیم همه علل را در یک مورد خلاصه و بیان کنیم باید بگوییم کنار گذاشتن مردم از فرآیندهای ساخت و مدیریت شهر و در نظر نگرفتن حقوق عمومی شهر امالفساد شهرسازی معاصر ایران بوده است.
طرحهای جامع و تفصیلی شهرها بدون حضور جدی و معنادار مردم تهیه میشود و در اجرا هم مدیریت شهری از نظر نهادی جایی برای نقشآفرینی مستمر و جدی مردم باز نکرده است. عمده تصمیماتی که زندگی شهروندان را تحت تاثیر قرار میدهند در ساختارهای بروکراتیک پیچیده و غیرشفاف و پشت درهای بسته گرفته میشوند. همین امر موجب شده احساس جدایی، فاصله و بیگانگی میان شهروندان و کلیت شهر شکل بگیرد. شهروندان شهر را از آن خود نمیدانند و هر کس سعی میکند فقط گلیم خود را از این آب بیرون بکشد بیآنکه برای سرنوشت بلندمدت شهر اهمیتی قائل باشند.
این رفتار شهروندان واکنش واضحی است به عملکرد مدیران شهری که اداره شهر را از امری عمومی و مشارکتی به امری بروکراتیک با لایهای از تخصصگرایی تقلیل دادهاند. آنچه زمینه استقلال مدیریت شهری از شهروندان را فراهم کرده همان درآمدهای سهلالوصول ناشی از شهرفروشی بوده است. همانطور که درآمدهای سرشار نفتی دولتها در ایران را در مسیر حرکت به سوی دموکراسی بیانگیزه کردهاند.
به هر روی، برای برونرفت از وضع نامطلوب موجود چارهای جز تغییر همان چیزی که ما را به اینجا رسانده، نداریم. اینطور نیست که با سرشار شدن درآمدهای مدیریت شهری مشکلات شهرها برطرف شود چنانکه به یاد داریم سالهای نه چندان دور را که با وجود فراوانی منابع مالی نه تنها هیچ یک از گرههای اساسی شهر گشوده نشدند، بلکه روز به روز کورتر هم شدند. کار را باید از همانجا که خراب شده درست کرد: جدی گرفتن حقوق عمومی شهر و نهادینه کردن این حقوق که مهمترین مصداقش مشارکت دادن همهجانبه مردم در فرآیندهای ساخت و اداره شهر است.
شورای شهر تهران در دوره پنجم با داشتن این آسیبشناسی از وضعیت شهر تهران بود که راهبرد اساسی خود را تعمیق فرآیندهای مشارکتجویانه و در اولویت قرار دادن حقوق عمومی و مصادیق بارز آن از جمله شفافیت، مشارکتپذیری شهر، محیط زیست پایدار، انسانمحوری و مقابله با شهرفروشی قرار داد. در هر یک از عرصههای اشاره شده اقدامات راهبردی و بلندمدت مهمی صورت گرفته که بنا بر ماهیتشان آثار خود را در سالهای آینده نشان خواهند داد.
مدیریت شهری اصلاحطلبان با پرهیز از اقدامات نمایشی که هزینهشان از جیب مردم پرداخت میشد، همت خود را معطوف به عوض کردن ریل توسعه شهری و اصلاح مسیر غلط گذشته کرده است. این انتخاب راهبردی گرچه ممکن است در کوتاهمدت هزینههای سیاسی برای جریان اصلاحطلب داشته باشد، اما مسلما در بلندمدت به نفع شهروندان خواهد بود و آیندگانی که تاریخ شهرسازی شهر تهران را مطالعه میکنند، قضاوت خواهند کرد که ساخت سازههای بتنی بیشتر به نفع مردم است یا نهادینه کردن حقوق عمومی و مشارکت شهروندی.
منبع:اعتماد