
کووید ۱۹ و چالش مدیریت شهری در تخصیص موقت
/ به قلم آرش تقی پور کارشناس حوزه شهری/
کویید ۱۹ و تعطیلی فضاهای سربسته عمومی، بار دیگر با نشاندادن ظرفیتهای فضاهای باز عمومی شهر، اصل شکلگیری «فعالیتهای موقت» در آنها را نیز برجسته ساخت. با مرور خاطرات جمعی، میتوان روزگاری را به یادآورد که آرایشگری، معرکهگیری، انواع بازیها، بازارهای هفتگی، ابلاغات سیاسی و قضایی و … در گوشه و کنار شهرها و در عرصههای عمومی به وقوع میپیوست؛ و گاه خود متولیان حوزه انضباط، بدون آنکه آن فعالیتها را مخل زندگی شهری بدانند، مخاطب این دست فعالیتها بودند. اما امروزه وضعیت جور دیگری است. گاه بیگاه فیلم و یا خبری از روند پاکسازی معابر منتشر میشود که هر مخاطبی را در میانه عقل و احساس رها کرده و نتیجهای جز آزردگی خاطر برای وی باقی نمیگذارد.
فضاهای عمومی که بخش مهمی از شهرها را تشکیل میدهند، میزبان طیف وسیعی از فعالیتها با ماهیتی موقت هستند. دستههای عزاداری مذهبی، تجمعهای مناسبتی، دستفروشی، موسیقی خیابانی، کاروانهای شادی، تشییع جنازه و عروسکهای تبلیغاتی، همگی از انواع فعالیتهای غیررسمی هستند که در فضاهای باز و عمومی شهری ما رقم میخورند؛ و البته با توجه به شرایط اقتصادی، روندی رو به گسترش بخصوص با زمینههای اقتصادی دارند.
تخصیص فضا به این فعالیتها، همزمان که به ارتقا جایگاه سیاستگذاری اجتماعی میانجامد، خالی از چالشهایی در ابعاد اقتصادی، حقوقی و… نیست. مشخصا ماده ۵۵ قانون شهرداریها، مقابله با سد معبر را از وظایف شهرداریها شناختهاست؛ و در همین راستا بسیاری از نگاشتههای پژوهشگران نیز، به این دست از فعالیتها، دیدی غیررسمی و غیرقانونی داشته، و شناسایی آن را با اتکا به مشکلات اقتصادی، اخلاقی، منظرین و … پیشبردهاند.
با این همه لازم است تا دو نکته مورد توجه قرار گیرد؛ نخست آنکه فضاهای عمومی به عنوان تجلیگاه بروز چنین فعالیتهایی، اساسا با هدف «غلبه انسان بر بیگانگی خود در شهرها» اهمیت و سامان یافته؛ و دوم آنکه، زمانی میتوان این دست فعالیتها را غیررسمی و یا غیرقانونی به شمار آورد که فضاهای عمومی را از املاک خصوصی دانسته، و فراموش کنیم که مالکان اصلی فضاهای عمومی، در واقع خود مردم هستند. پس بروز این دست از فعالیتها، بخصوص وقتی جنبه تامین معاش، و یا فرهنگی پیدا میکنند، تصویری از اوج حمایت و زندگی اجتماعی بدست میدهند.
باید یادآوری کرد که هرچند تا به امروز در مورد اهمیت و ماهیت «فضاهای عمومی در شهر» بسیار سخن رفتهاست؛ اما توجه ناکافی به فعالیتهای موقتی در این فضاها و حتی فراموش کردن آن در سیاستگذاریهای شهری، ریشه بیگانگی در فضاهای عمومی، و فرصتسوزی در جهت تقویت سرمایه اجتماعی است.
این دست از فعالیتها که در ادبیات مدیریت شهری از آنها به «تخصیص فضای عمومی برای اختصاصی کردن موقت» و یا «تخصیص موقت» تعبیر میشود، عملی موقتی هستند، که در آن افراد از فضاهایعمومی برای انجام فعالیتهای فردی یا جمعی، و برای هدفی غیر از آنچه فضا برای آن طراحی شدهاست، استفاده میکنند؛ و برعکس عملکردهایی که مدیریت شهری برای فضای عمومی، به صورت مستمر و پایا در نظر دارد، ماهیتی غیردائم، موردی، و دفعی دارند.
کاربرد این مفهوم، که دامنه وسیعی از فعالیتها و شرایط را در برمیگیرد، در مقیاس جهانی، و درپی اهدافی همچون توسعه پایدار و حقوق شهروندی روبه گسترش بوده؛ و همچنان لازمه شهر انعطافپذیر و تابآور شناخته میشود. در واقع اهمیت این مفهوم زمانی بیشتر آشکار میشود، که بدانیم مثلا بواسطه وقوع همهگیری کویید۱۹، امکان حضور در فضاهای سربسته برای مدتی، محدود شده و تبعات اقتصادی ناشی از آن بسیاری از افراد را مجاب میکند تا برای کسب درآمد راهی فضاهای باز عمومی شوند.
«تخصیص موقت» با این آگاهی همراه است، که بروز انواع خاصی از فعالیتها در فضاهای عمومی، کنشی میان شهر و شهروندان بوده، که نیازهای شخصی، اجتماعی، و فضایی را برای زمانی محدود، در محیط شهر بازتاب میدهند. به عبارت دیگر، با این نگرش شهروندان اجازهمییابند تا بجای پذیرش آنچه هست، فضای شهر را براساس نیاز خود بازتعریف و بازآرایی کنند؛ و از این طریق حق خود برای مدیریت، و استفاده از محیط شهری را در چارچوب منافع عمومی احیا نمایند.
در کشور ما نیز شکلگیری فعالیتهای موقت در فضاهای باز عمومی شهرها، در هر سه نوع اقتصادی، اوقات فراغت، و فرهنگی-مذهبی، و در مقیاسهای گوناگون فردی و یا گروههای بزرگ جریان دارد؛ با اینحال به جز در مورد مناسک آیینی، تقریبا در تمام شکلهای دیگر آن، مدیریت شهری «تخصیص موقت» را به عنوان یک «معضل اجتماعی» شناسایی میکند. و این روند تا جایی ادامه یافته که نمایش یک ترازوی شکسته در کنار یک کودککار مغموم، به یکی از پرتکرارترین تراژدیها در سطح شهر تبدیل شدهاست. به راستی وظیفه جامعه ومدیریت شهری در قبال افرادی که روزگار آنها را به کنار معابر کشیده است چیست؟ در این مسیر کدام فعالیتها میتواند مطلوب و کدام نامطلوب قلمداد شود؟ آیا «تخصیص موقت» فقط انعکاس فضایی آسیبها است، و یا میتواند فرصتی برای ارتقا سرزندگی و حس تعلق شهری باشد؟ چقدر در ایجاد فضاهای باز عمومی که بتواند امکان «تخصیص موقت» را در جنبههای مطلوب آن، بدون آسیب به جریان زندگی شهری فراهم آورد موفق بودهایم؟ و…