شهر بی شهریار شد

به گزارش پایگاه خبری شورا آنلاین نهم آبان ماه را باید به پاس ایستادگی و مقاومت وصف­ناپذیر شهید تندگویان در تقویم کشورمان جاودانه سازیم. جوان ۲۹ ساله­ای که در سمت وزیر نفت میهن عزیزمان در دومین ماه از شروع دفاع­مقدس در جاده اهواز – آبادان، در حین ماموریت به همراه معاونینشان در محاصره دشمن بعثی قرار گرفت و بیشتر از آنکه وزیر و همراهان از این حادثه متحیر شوند، استقامت و ایستادگی آنها دشمنان را متحیر ساخته بود.

وقتی شهید محمدجواد تندگویان را با هلهله و چلچله با هیات همراهشان به زندان الرشید بغداد آوردند، آنها بر این باور و خیال بودند که به غنیمتی دست پیدا کرده­اند که می­تواند دین و ایمان و انقلاب را با خود ببرد و کلید گنجی را بدست آورده­اند. من به همراه سه خواهر امدادگر دیگر در سلول شماره یازده بودیم، نیروهای امنیتی پی در پی دریچه­های سلول را باز می­کردند و بعد با قهقهه­ای مستانه به هم می­کوبیدند و می­گفتند: "ایران خَلاص" (یعنی ایران تمام شد).

قصه و اسارت شهید تندگویان، برای دشمن پایان جنگی بود که با مقاومت و ایستادگی مردم عزیزمان به هشت سال دفاع مقدس تبدیل شد و مقاومت او نه تنها برای خودش بلکه برای همه اسیران دربند شرح مفصلی از آزادگی و غیرت و جوانمردی بود. صدام و جیره خوارانش، هر شب خواب سردار قادسیه را می دیدند و محمدجواد و بقیه اسیران دربند خوابهای آنها را پریشان می کردند و سرود آزادگی می سرودند. جوانمردانی از رهروان قافله سالار جوانان بنی­هاشم که امروز بیش از هر زمان دیگری جوانان ما نیازمند تبیین خط مشی و شناخت از مرام  آنها هستند. چه افتخار بزرگی است که سنگینی ۸ سال دفاع مقدس بر دوش جوانانی از این نوع و جنس بود که همگی از نسل جوان بودند.

امروز در میان ۶ هزار و ۳۰۰ روزی که به برکت رای مردم انقلابی و دیندار تهران وارد شورای شهر شده­ام، شاهد یکی از بدترین تصمیمات شورای شهر بودم. مصوبه ای پیرامون شهریاران جوان. نوزاد متولد شده­ای، امروز که به مرحله بلوغ و شکوفایی رسیده است از مادر جدایش کردیم و این جدایی همه ماجرا نیست بلکه بدنبال خفه کردن آن هستیم.

امروز که این تشکل نوپا توانسته فارغ از همه مشکلاتی که سازمانهای داوطلب و تشکل های فرهنگی، اجتماعی، قریب به ۳ هزار جوان را در کنار هم جمع کند و اردوها جهادی و فرهنگی را بنا بگذارد. جوانانی که در فرمایش مقام معظم رهبری به تعبیری حکیمانه و ادیبانه این چنین فرمودند؛ این جوانان از لحاظ جسمانی و از لحاظ فکری و ذهنی توانایی های بالایی دارند به طوری که می توانند معجزه کنند و حتی کوهها را جابجا کنند.

بر این اساس رهبر معظم انقلاب، همه ارکان اعم از دولت، روحانیت، صدا و سیما، بسیج، سازمان ورزش، نهاد ها و مراکز فرهنگی را خطاب قرار دادند که همگی در قبال این قشر و این نسل مسئولیت دارید. اگر این مجموعه که حاصل هشت سال تلاش بی­وقفه جوانان شهر تهران است را نابود کنیم دیگر چه تشکل و تشکیلاتی در شهرداری و یا سازمان فرهنگی­هنری باقی خواهد ماند که جوانان این شهر به دور آن جمع گردند و گفتگو کنند. طرح و برنامه ارائه دهند و مهارت لازم را برای فردای ایران بیاموزند. وزیران لایق و متعهدی برای فردا باشند. اگر ایرادی و اعتراضی به آن وارد است می توان آنرا اصلاح کرد نه آنکه از اساس و ریشه آن را از جا کند و درآورد.

من حقوقدان نیستم اما فکر می کنم نیاز به بررسی حقوقی بیشتری داشته باشد که آیا شورای شهر می تواند تشکلی که در مالکیت و اختیار سازمان فرهنگی، هنری است و تاسیس سازمان به دستور مقام معظم رهبری با توجه به حساسیت های مسائل فرهنگی، فرهنگی و اجتماعی تشکیل شده است و دارای اساسنامه مصوب و هیئت امنایی است متشکل از سازمان آموزش و پرورش و اداره ارشاد، بسیج و صدا و سیما و … و شهرداری فقط صاحب یک رای است مثل کمیسیون ماده صد و مثل کمیسیون ماده پنج که شهرداری صاحب یک رای است، آیا شورا می تواند این دو کمیسیون را ابطال کند.

نمی دانم و نمی فهمم که چگونه می توانیم به جوانان این شهر خبر این مصوبه را بدهیم. به قدر و سهم خودم شرمنده ام که نتوانستم نماینده خوبی برای آنها باشم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا